کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادی انتشارات فرهنگ معاصر 5 جلدی

0
(از بدون خریدار)
0 دیدگاه

ویژگی‌های کتاب

نویسندهمحمود دولت آبادی
شابک9789648697315
ناشرفرهنگ معاصر
موضوعداستان
رده‌بندی کتابادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
مشاهده همه

کتاب پاسارگاد

منتخب
97% رضایت خریداران
عملکرد عالی

کتاب پاسارگاد

عضویت از 2 سال قبل

عالی
عملکرد کلی فروشگاه
89%
بدون مرجوعی
91%
تعهد ارسال
94%
تامین به موقع
تضمین سلامت فیزیکی و کیفیت چاپ کتاب
تضمین اصالت کالا
موجود در انبار و فروشگاه
ارسال ( فوق سریع ) برای این کتاب فعال است
4 ساعت پیش بروزرسانی شده
7.753.290 تومان
  • توضیحات
  • مشخصات
  • دیدگاه‌ها

توضیحات

معرفی

. این رمان که به صورت دوره‌ی 5 جلدی تدوین شده، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر ایران دارد. بسیاری از منتقدان و صاحب‌نظران حوزه‌ی ادبیات، این اثر را «بزرگ‌ترین» و «ماندنی‌ترین» رمان در ادبیات فارسی می‌دانند. کلیدر نام کوه و روستایی در خراسان است و داستان، سرنوشت غم‌انگیز یک خانواده‌ی کرد را که به سبزوار کوچانده شده‌اند و رعیت‌ها و قبایل چادرنشین این منطقه را در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روایت می‌کند. با این جمله‌ها وارد جهان داستان کلیدر می‌شویم: «اهل خراسان مردم کرد بسیار دیده‌اند. بسا که این دو قوم با یکدیگر در برخورد بوده‌اند؛ خوشایند و ناخوشایند. اما این که چرا چنین چشمهاشان به مارال خیره مانده بود، خود هم نمی‌دانستند. مارال، دختر کرد دهنه‌ی اسب سیاهش را به شانه انداخته بود، گردنش را سخت و راست گرفته بود و با گام‌های بلند، خوددار و آرام رو به نظمیه می‌رفت. گونه‌هایش برافروخته بودند. پولک‌های کهنه‌ی برنجی از کناره‌های چارقدش به روی پیشانی و چهره‌ی گرد و گر گرفته‌اش ریخته بودند و با هر قدم پولک‌ها به نرمی دور گونه‌ها و ابروهایش پر می‌زدند... چشم‌هایش به پیش رویش دوخته شده و نگاهش را از فراز سر گذرندگان به پیشاپیش پرواز داده و لب‌های چو قندش را بر هم چفت کرده بود و چنان گام از گام برمی‌داشت که تو پنداری پهلوانیست به سرفرازی از نبرد بازگشته. هم اسب سیاهش قره‌آت چنان گردن گرفته، سینه پیش داده و غراب سم بر سنگفرش خیابان می‌خواباند، که انگار بر زمین منت می‌گذاشت و به آن‌چه دورش بود فخر می‌فروخت. درویشی که پرده‌ی شمایل را به دیوار آویخته بود، زبانش از صدا باز ماند. چه که تماشاگرانش همه چشم از پرده و گوش از صداش وا گرفتند، سر به سوی اسب سیاه و دختر گرداندند و گوش فرا دادند به درق‌درق باوقار سم اسب بر سنگفرش خیابان، که پرده‌دار نفیر از سینه برکشید و خلق را به خویش فراخواند.»

مشخصات

مشخصات آموزشی
رده‌بندی کتاب

ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)

موضوع

داستان

مشخصات فیزیکی
نوع جلد

گالینگور

تعداد صفحه

2496

نوع کاغذ

تحریر

قطع

رقعی

وزن

3320 گرم

چاپ و نشر
ناشر

فرهنگ معاصر

شابک

9789648697315

نویسنده

محمود دولت آبادی

تعداد جلد

5 تا

ناشر قدیمی

انتشارات فرهنگ معاصر

دیدگاه کاربرها

هنوز دیدگاهی منتشر نشده

اولین نفر دیدگاهتان را درباره این کالا بنویسید

شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.