کتاب مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف

0
(از بدون خریدار)
0 دیدگاه

1 عدد در انبار

ویژگی‌های کتاب

مترجمعباس میلانی
شابک9789647443272
ناشرنشر نو
موضوعرمان خارجی
قطعرقعی
مشاهده همه

کتاب پاسارگاد

منتخب
97% رضایت خریداران
عملکرد عالی

کتاب پاسارگاد

عضویت از 2 سال قبل

عالی
عملکرد کلی فروشگاه
89%
بدون مرجوعی
91%
تعهد ارسال
94%
تامین به موقع
تضمین کیفیت چاپ و سلامت فیزیکی
تضمین کیفیت ناشر اصلی توسط جیتو
1 در انبار
ارسال ( فوق سریع ) برای این کتاب فعال است
1 هفته پیش بروزرسانی شده
820.000 تومان
  • توضیحات
  • مشخصات
  • دیدگاه‌ها

توضیحات

معرفی

کتاب «مرشد و مارگاریتا» را «میخائیل بولگاکف» نوشته و «عباس میلانی» آن را به فارسی برگردانده است. این رمان یکی از مشهورترین رمان‌های قرن حاضر است. در توضیحات پشت جلد کتاب آمده است: «میخائیل بولگاکف سیزده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگریتا کرد که به‌زعم بسیاری از منتقدان با رمان‌های کلاسیک پهلو می‌زند و بی‌تردید در زمره‌ی درخشان‌ترین آثار ادب تاریخ روسیه به‌شمار می‌رود. جالب اینکه وقتی او درگذشت، کسی جز همسر و چند دوست نزدیکش از وجود این رمان خبر نداشت. هنگامی که این رمان ربع قرن بعد از مرگ نویسنده‌اش، اجازه‌ی انتشار یافت، در تیراژ سیصدهزار نسخه به چاپ رسید که یک‌شبه تمام شد و هر نسخه‌ی آن نزدیک به صدبرابر قیمت خرید و فروش می‌شد. فقط به زبان انگلیسی بیش از صد کتاب و مقاله درباره‌ی این رمان شگفت‌انگیز نوشته شده است.» این کتاب را «نشر نو» منتشر کرده است.

خلاصه داستان

در خلاصه داستان رمان آمده است: «داستان با هم‌صحبتی و قدم‌زدن دو روشنفکر لاییک و رسمی در یکی از پارک‌های مسکو آغاز می‌شود: یکی میخاییل الکساندر، یا همان برلیوز. نویسنده‌ای مشهور و سردبیر یکی از مجله‌های وزین ادبی پایتخت و رییس کمیته مدیریت یکی از محافل ادبی مسکو و دیگری جوان شاعری به نام ایوان نیکولاییچ پونیریف که با نام مستعار بزدومنی شناخته می‌شود. برلیوز به نوعی نماینده روشنفکران رسمی و صاحب باند و باندبازی‌های ادبی است که محافل مافیایی ادبی راه می‌اندازند و اندیشه‌ای سطحی و تک‌بعدی دارند و دگراندیشان را مجال رشد و نمو و شکوفایی نمی‌دهند و تنها به آنان که مرید و سرسپرده‌شان باشند اجازه فعالیت می‌دهند و دیگران را زیر پا له می‌کنند، شعر و آثار سفارشی می‌پذیرند و شبکه‌ای تار عنکبوتی در تمام نشریات مهم و سرشناس تنیده‌اند. یکی از قربانیان این باندهای مافیایی، قهرمان این رمان یعنی مرشد است که در فصل‌های بعدی رمان ظاهر می‌شود و می‌بینیم که این حضرات ریش و سبیل‌دار چه بلایی به سر او با آن همه خلاقیت و عشق و شور آورده‌اند.»

از نظر منتقدان

بیشتر منتقدان، این کتاب را شرح زندگی خود بولگاکف می‌دانند. اعتراض بولگاکف به اهالی ادب و روشنفکران زمان خود و سیستم‌های فاسد حاکم بر محافل ادبی و هنری به وضوح در متن کتاب مشخص است. نادیده انگاشتن خلاقیت و استعداد مرشد توسط منتقدان و نویسندگان در واقع اشاره به وضعیت خود نویسنده دارد که مورد غضب حلقه‌های ادبی غالب قرار گرفت و از کار برکنار شد. به خاطر این مسائل او اینگونه افراد را در داستان خود به بدترین شکل مجازات کرده است. روانه‌ی تیمارستان شدن یا رسوا شدن و بی‌آبرویی آنها از این جمله می‌باشد و در رأس نیز جدا شدن سر برلیوز می‌باشد. او همچنین فضای سیاسی را محکوم می‌کند و به جریاناتی ازقبیل وضعیت مسکن و ارز خارجی می‌پردازد

داستان در داستان

در مورد ویژگیهای فرمی این اثر می‌توان گفت: «در این اثر سه داستان شکل می‌گیرد و پا به پای هم پیش می رود و گاه این سه در هم تنیده می‌شوند و دوباره باز می‌شوند تا سرانجام به نقطه‌ای یگانه می‌رسند و با هم یکی می‌شوند. یکی داستان سفر شیطان به مسکو در چهره‌ی یک پروفسور خارجی به عنوان استاد جادوی سیاه به نام ولند به همراه گروه کوچک سه نفره‌اش : عزازیل، بهیموت و کروویف. دوم داستان پونتیوس پیلاطس و مصلوب شدن عیسی مسیح در اورشلیم بر سر جلجتا و سوم داستان دل‌دادگی رمان‌نویسی بی‌نام موسوم به مرشد و ماجرای عشق پاک و آسمانی‌اش به زنی به نام مارگریتا. در این اثر، بولگاکف تنهایی ژرف انسان معاصر در دنیای سکولار و خالی از اسطوره و معنویت معاصر را گوشزد می‌کند. دنیایی که مردم‌اش دل باخته و تشنه معجزه و جادو و چشم بندی‌اند و گویی خسته از فضای تکنیک زده و صنعتی معاصر با ذهنی انباشته از خرافه منتظر ظهور یک منجی یا چشم به راه جادوگران افسانه‌ای‌اند و هنوز هم چون اجدادشان محو تماشای حرکاتی جادویی و نامتعارف‌اند و هنوز هم علم و مدرنیته را باور نکرده‌اند و آن را به چیزی نمی‌گیرند.

درباره‌ی نویسنده

میخائیل آفاناسیویچ بولگاکُف در سال 1891 متولد شد. نویسنده و نمایشنامه‌نویس مشهور روسی در نیمهی اول قرن بیستم است. مشهورترین اثر او مرشد و مارگاریتا است. از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷ بولگاکف روی «رمان تئاتری» که نام‌ها دیگر آن «یادداشتهای مرد مرده» و «برف سیاه» بود، کار می‌کرد. در ۱۹۳۴ اولین نسخهٔ رمان مرشد و مارگاریتا و در سال ۱۹۳۸ متن اصلاح شده و کامل تر آن نوشته شد. بازنگری و تکمیل این رمان تا واپسین روزهای زندگی بولگاکف ادامه داشت. بولگاکف سرانجام در دهم مارس ۱۹۴۰ بر اثر نوعی بیماری کبدی موروثی درگذشت و پیکر او را در گورستان نووودویچی مسکو به خاک سپردند. از آثار بولگاکف که به فارسی ترجمه شده‌اند می‌توان به مرشد و مارگاریتا، دل سگ، برف سیاه و مرفین و تخم مرغ‌های شوم نام برد.

مشخصات

مشخصات آموزشی
موضوع

رمان خارجی

مشخصات فیزیکی
نوع جلد

شومیز

تعداد صفحه

443

قطع

رقعی

وزن

468 گرم

چاپ و نشر
ناشر

نشر نو

شابک

9789647443272

مترجم

عباس میلانی

تعداد جلد

1 تا

ناشر قدیمی

نشر نو

دیدگاه کاربرها

هنوز دیدگاهی منتشر نشده

اولین نفر دیدگاهتان را درباره این کالا بنویسید

شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.